تبليغاتX
تنهایی من

یک نفر نیست بپرسد از من

که تو از پنجره چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی !

راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟ !

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 22:9 توسط |


خیلی وقت ها ، سکوت از هر کلامی گویا تر است.

بی آنکه بخواهم چیزی بگویم، ناراحت شوم ، یا حتی واکنشی نشان دهم.

سکوت می کنم.

سکوت من بازگو کننده خیلی از احساساتم نمیگویم که هست ولی باید باشد

وقتی که کلامی در خور گفتن نمی یابم.......

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 21:0 توسط |


 

در خيابان مردي مي گريد
پنجره هاي دو چشمش بسته ست
دستها را بايد
به گرو بگذارد
تا كه يك پنجره را بگشايد ...

در خيابان مردي مي گريد
همه روزان سپيدش جمعه ست
او كه از بيكاري
تير سيماني را مي شمرد
در قدمهاي ملولش قفسي مي رقصند
با خودش مي گويد:
- كاش مي شد همه عقربك ساعتها مي ايستاد
كاش ترديد سلام تو نبود
دستهايم همه بيمار پريدنهايي
از بغل ديوارست ...
كاش دستم دو كبوتر مي بود.

در خيابان مردي مي گريد

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 11:27 توسط |


شکست ...
چیزی شکست
...
فکر می کردم صخره موج را می رساند به آسمان
!
نرساند
...
شکاند
...
خودم شنیدم صدای ترد ِ شکستن را
...
غرورم بود ... ؟

یا دلم ... ؟
طغیان لطیف و پر سِحر کدامین احساس به پا کرده بود این موج بازی را ؟
چیزی بود که نرم شکست
...
و تنی بود که از غربت ِ معصوم ِ این طغیان، نرم ترک برداشت
...
طغیانی لطیف به اعتماد نجابت صخره ای که ...................

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 17:14 توسط |


میان این همه مردم؛ این همه چشم

رها به غربت مطلق

رها به حیرت محض

یکی به قصه ی خود آشنا نمی بینم!

کسی نگاهم را چون پیشتر نمی خواند

کسی زبانم را چون پیشتر نمی داند

ز یکدیگر همه بیگانه وار می گذریم

به یکدیگر همه بیگانه وار می نگریم!

همه زمانه دگر گشته است!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 16:20 توسط |


آن شب که من میمیرم
مادرم پریشان خواهد شد به خیابان خواهد زد
پدرم سر به آسمان خواهد نالید خواهرم جیغ خواهد کشید
و در و دیوار خانه مان سیاه خواهد شد
اما تو پریشان نشو که فقط چهل روز است
و همه چیز در پس فریاد برادرم گم خواهد شد ...
مرگ خواهد بود برای من برای تو و برای همه ...
نگران نباش
من نمی ترسم
چه باک که من هر روز می میرم
مرگ جسم یک بار است
مرگ روح شاید هرگز شاید هر روز
... ... ...

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 0:48 توسط |


 

همه جا غرق سکوت

کوچه ها رو به غروب

همه جا تاریک است

پیش رو تاریکی،پشت سر تاریکی

دل من تنهاست

تنها میشنوی؟ تنهاااا

نه هیچ کس نمیشنود

تنهایی هم تکراریست.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 18:18 توسط |


آسمان آبی و صاف 
      و هوای دل من بارانیست
          جز کلاغی که لب پرچین است
               هیچ کس اینجا نیست...


 می نشینم لب حوض
   می شوم خیره به چشمان کلاغ
      می خزد توی دل غمگینم
          غم پنهان کلاغ ...


 من واو تنهاییم 
     با غروبی که به رنگدل ماست 
         او به اندازه من غمگین است
             از نگاهش پیداست...

 
ناگهان از دل او 
    غصه ها می رود آرام آرام
       می پرد در دل تنهایی ما
          جفت او از لب بام...

قار قاری وسپس
  جای او بر لب پرچین خالیست
    می چکد غصه من در دل حوض
      هیچکس اینجا نیست

                                                      و من... رنج میبرم/

+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 0:46 توسط |


 

هر وقت صبح ها از خونه میزدم بیرون

پیر زن همسایه ازم میپرسید!

پسرم ساعت چنده؟

من هم همیشه ساعتم خراب بود

از یکی دیگه میپرسیدم بهش میگفتم

پیر زن تنها بود تواون خونه

پیر زن کسی رو نداشت

پیر زن منتظر بود

منتظر بود زمان بگذره

منتظر بود که دیگه....

پیر زن  دیگه منتظر نیست

دیگه ساعت رو ازم نمیپرسه

دیگه....

پیر زن رفت./

منم مثل پیر زن منتظرم./

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 21:54 توسط |


از زندگي از دنياي تيره خداحافظي خواهم کرد

هنگامه ي وداع با ابرهاي غبارآلود

حرفهاي تلخ

رازهاي ...

نغمه هاي دوست

و شعر هاي مرگ و زندگيست

اي لحظه هاي سرد و آبي

اي سرزمين بي فروغ

و اي دلهاي تهي از ...

خداحافظ

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 18:12 توسط |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

نقش من ، نقش

یه گلدون شکسته ست

بی گل و آب ،

حالا موندم ، توی ایوون بهار

دلم گرفته

خواهم مرد...


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387



پیوندها

تنهایی
تنهایی من
کلبه تنهایی من
چهار دیواری من
مرگ دختر تنها
سیاه سفید
(کلبه تنهایی من)
تنهای تنها مینا
فریاد سکوت هایم...
گل آفتاب گردان
دختر پاییزی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin